محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

372

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

4 . لعنت به مفسدان . خداوند مىفرمايد : « و در زمين فساد مىكنند بر ايشان لعنت است و بد فرجامى آن سراى ايشان راست . » « 1 » به‌ويژه اگر فساد از نوع ستمكارى باشد كه در آيه ديگرى به صراحت سزاوار نفرين شمرده شده است : « هان لعنت خدا بر ستمگران باد . » « 2 » اهل صفين بدون شك در زمره ستمكاران و فاسدان به‌شمار مىروند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنان را گروه ستمكار ناميده است و لذا جنگ با آنها جايز است و بنابراين نفرين آنها به طريق اولى جايز است . بنابراين نهى امام عليه السّلام از نفرين به آنان را بايد از نوع ترك اولى شمرد ؛ به اين معنا كه نفرين نكردن بهتر است . اين عبارت در خطبه نيز مويد نظر پيش گفته است : ( و لكنّكم لو وصفتم أعمالهم و ذكرتم حالهم - كان أصوب ) شيوه سخن گفتن امام عليه السّلام در اين خطبه از موثرترين شيوه‌هاى جنگ رسانه‌اى است . امام عليه السّلام سعى مىكند افكار عمومى را نسبت به تجاوزكار بودن دشمن قانع كند و نشان دهد كه آنان براى قوانين و ارزش‌هاى انسانى ارزشى قائل نيستند . تجربه نشان مىدهد كه هر دعوتى - هرچند حق و عدل باشد - به تبليغات و متقاعد كردن افكار عمومى نيازمند است ؛ زيرا تاثير روانى از شيوه‌هاى بسيار موثر در پيشبرد اهداف است . امام عليه السّلام از اين مطلب با اين عبارت ياد مىكند : ( أبلغ في العذر ) در بند پيش از آن نيز امام عليه السّلام از وجوب عمل برپايه عدل و انصاف - حتى در برخورد با متجاوزترين دشمنان - ياد مىكند : ( كان أصوب في القول ) و اين‌كه افترا زدن به

--> ( 1 ) . وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ رعد / 13 : 25 . ( 2 ) . أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ هود / 11 : 18 .